مرگ مغزی

عاشق شدن

مرگ مغزیست

بعد از آن ناچار

قلبت

اهدا

می شود....

  
| طاهر جلیلی ٩:٢۳ ‎ق.ظ ۱۳٩٤/٩/٢٤
comment نظرات ()

گرم نگه دار مرا

برف تویی 

چتر تویی

بارش هر ابر تویی

گرم نگه دار مرا

 

کافه گرامافون

  
| طاهر جلیلی ٩:٢٠ ‎ق.ظ ۱۳٩٤/٩/٢٤
comment نظرات ()

دلم شاخه شاه توتی که باد خونش را به در و دیوار پاشیده است.

دلم

پرتقالِ خونی

وسطِ میدان جنگ

گردوی نارسی که دست را سیاه می کند

شاخه ای که پرندگان را رنج می دهد

دلم

باران دیوانه

در پناه دو کوه

 

#غلامرضا_بروسان

  
| طاهر جلیلی ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ۱۳٩٤/٩/٦
comment نظرات ()

و اینک این من هستم فرستاده ی او. پیامبر

کسی که می ماند

پیامبر است!

به او ایمان بیاورید

ماندن

کم معجزه ای نیست در عصر ما...

 

#مهدی_شاه_محمدی

  
| طاهر جلیلی ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ۱۳٩٤/٩/٦
comment نظرات ()

عصر جمعه

عصر جمعه

برای یک نفر

خیلی زیاد است

آدم

کم می آورد

بگذار کمی ترا داشته باشم

 

                                                            فاروق مظلومی

  
| طاهر جلیلی ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ۱۳٩٤/٧/۱۱
comment نظرات ()

دهم مهر ماه نود و چهار

ور تو پنداری مرا بی تو قراری هست...

نیست.

  
| طاهر جلیلی ٩:۳٥ ‎ق.ظ ۱۳٩٤/٧/۱٠
comment نظرات ()

قصهء همیشه

یکی بود

یکی نبود

یکی بود و نبودش

بسته به موهای تو بود.

  
| طاهر جلیلی ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ۱۳٩٢/۱۱/۳
comment نظرات ()

دریا نیز غرقش که می شوی پس ات می زند!

سرسری رد شو

و زندگی کن

دقت

دق ات می دهد.

  
| طاهر جلیلی ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ۱۳٩٢/۱۱/۳
comment نظرات ()

همه ی پنجره ها بسته است

وقتی که تو نیستی

من هم

تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام!

 

        سید علی صالحی

  
| طاهر جلیلی ۱:٤۸ ‎ب.ظ ۱۳٩٢/۱٠/٢٢
comment نظرات ()

بهانه

بی تو

نه بوی خاک نجاتم داد

نه شمارش ثانیه ها تسکینم

چرا صدایم کردی؟ چرا؟

سراسیمه و مشتاق

سی سال بیهوده

در انتظارت ماندم و نیامدی!

 نشان به آن نشان

که دو هزار سال از میلاد مسیح می‌گذشت

و عصر عصر والیم بود

و فلسفه

و ساندویج دل و جگر!

  
| طاهر جلیلی ٤:۱٤ ‎ب.ظ ۱۳٩٢/۸/٤
comment نظرات ()

← صفحه بعد صفحه قبل →