چنين گفت زردشت

زردشت آيا برای دريا هم آواز آسايش ميخوانی؟

تو ای ابله عاشق ، ای زردشت ، تو سراسر اعتمادی.

اما ايا هميشه چنين بودی ؟

هميشه به همه چيز با اعتمادی هراس انگيز نزديک شدی

هميشه خواسته ای هر هياهويی را رام کنی نفخه ای از نفس گرم 

و بی درنگ آماده بودی که عاشق شوی و اغوا کنی

عشق خطر تنهاترين ها ست

عشق به هر چيز تنها اگر زنده باشد

به راستی خنده آور است بلاهت و فروتنی من در عشق ...

نيچه

  
| طاهر جلیلی ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ۱۳۸٤/٥/۱
comment نظرات ()