کسی در من مرده ...

نوشتي "این روز ها به این فکر میکنم که زندگی کردن نیاز به شهامت دارد نه مردن"

و من شهامتشو نداشتم گلم

اما مرگ

احساس ميكنم كسي دو وجودم مرده بوي تعفنش داره خفم ميكنه

و تو گفتي درد داري گفتي يه تيكه از بدنت داره ازت جدا ميشه داره كنده ميشه درد داري

ولي اين تيكه از وجود من كنده نشد مرد

دو جان دو روح دو جسم دو نفر در درونم بود تو بودي و من

لبريز از تو بودم

كسي در درونم مرده اما اين تو نيستي گلم

تو نمردي زنده اي و داري در وجودم نفس ميكشي احساست ميكنم اين منم كه مردم

روح و جسم و احساسم مرده داره تجزيه ميشه متعفن ميشه بوي گندش داره حالمو بهم ميزنه

من مردم

 

از دو دنیای متفاوت

ما از دو کوه دو چشمه بودیم که جاری شدیم و در اون دره سرسبز به هم رسیدیم

گلم ما یه چیزهایی رو فراموش کرده بودیم

جدایی,  تنهایی , بدبختی , حسرت و دريغ

خوشبختی - بچه ای سرزنده ,  آبی-  تو باغچمون بازی میکرد

و تو خورشيد صداش ميكردي ...

   نمیفهمم ذهنم قدرت درک مسائلو نداره کمکم کن یه چیزی به من بفهمون

همه وزن دنیا رو وجودم سنگینی میکنه دلم تنگه دلتنگم یه چیزی به من بفهمون

دل تو دلم نیست احساس میکنم کنارم هستی همین جا پیش منی اما ساکت ساکت
چرا چیزی نمیگی میدونی من از سکوت میترسم از سکوت تو میترسم یه چیزهايی به من بفهمون

اینجایی اما ساکت خاموشی و چیزی نمیگی نگاهم میکنی اما نمیبینی اشاره کنی فقط يه اشاره برگشتم!؟!

وجودم لبریز از انتحار شده پر از خودکشیم نخند گلم اگه بخندی بغضم خواهد ترکید اگه بخندی خودمو خواهم درید

هر لحظه هزاران زلزله مغزمو تو سرم میلرزونه صدای وحشتناک -  سیرن -  آژیر همه جا پیچیده

همه خوابیند نمیدونم با وجود این صدای دیونه کننده چطور میتونن اینطور آروم بخوابن

جسدی رو تو وجودم حمل میکنم کسی تو وجودم مرده

خواهش میکنم یه چیزی بگو چشمهای بچه گونم خیس بشه

از ته دلت میگی برو میشنوم گلم هر لحظه میشنوم خواهم رفت آخرین باره

وجودم داره پژمرده میشه درونم دو جان هست منو پر از وحشت میکنی

کسی در من مرده ...

  

| طاهر جلیلی ۱:۳٧ ‎ق.ظ ۱۳۸٥/٧/٤
comment نظرات ()