دروغ

ای کاش نديده بودمت.نمی شناختمت.
اونوقت زندگي برام يک جور ديگه بود.
آسمان،زمين،درياومهتاب....برام يک مفهوم ديگه داشت.
هيچ وقت اينقده تنها نميشدم.
دلم ابری،چشمهام بارونی نبود.
آره منهم ميتونستم شبها رو راحت بخوابم.تا صبح بيدار نمي موندم بی خواب نميشدم.
منهم خواب های قشنگ ميديدم.
روياهاوحتی خیالات شیرینی داشتم .
من هم جلو آینه می ایستادم.با موهام ور میرفتم .صورتمو هر روز اصلاح میکردم.با دوستام میرفتم بیرون.آره منم میتونستم گاهی بخندم.دلخوش باشم.چشهام همیشه بارونی نبود.
پشت سر هم سیگار نمی کشیدم. زندگیم یک جور دیگه بود.اگه تورو نمیشناختم.
ولی نه دروغ گفتم<< ای کاش نمیشناختم تو رو>>دروغ بود دروغ ....
  
| طاهر جلیلی ٩:٢٢ ‎ب.ظ ۱۳۸٢/۱/٢٦
comment نظرات ()