عشق....

عشق يک رويای شيرينه...
یک دنيای ديگه است.
یک معجزه عجیب
به زندگی معنا میده....زندگی رو عوض میکنه...دیگه خودت نیستی ...فقط عشقت وجود داره وبس...
همه چیز برای اونه....هر کاری که بکنی قفط به خاطر عشقته
میدونی اولش از چشمها شروع میشه...عشق در چشم متولد میشه...
ولی در قلب زندگی میکنه
عشق مثل یک شعر زیباست...
مثل یک داستان خوندنی
مثل یک فیلم میمونه...شروع میشه وادامه پیدا میکنه.و.....
عشق از بازی های روزگاره...بازی روزگاره....
عشق شفا بخشه...مرحم همه دردها....
عشق خوب وزیبا ست...پاک وزلال.....عشق آسمونیه..روحانی....عشق مقدسه...زندگی بخشه....
عشق سبزه...روشنه...نوره...
عشق به زندگی روح میده....تورو بالا میبره ..بالا و بالاتر ...اوج میگیری.پرواز میکنی...
عشق همه چیز به تو میده.....
تو اصلا عاشق شدی؟ ....کسی عاشق تو شده؟؟کسی رو دوست داشتی...اصلا کسی دوستت داشته؟!؟
زندگیت وابسته کسی شدی ؟
آلوده کسی شدی؟
بقدری عاشقش بشی که دیگه زندگیت اصلا همه چیزت بشه عشقت....
اونقدر که دیگه زند گی تو بدون عشقت معنی نداشته باشه؟ و اونوقت ترکت کنه ؟بره دنبال....؟؟؟؟؟؟ این اتقاق برات افتاده؟؟؟
اون دیگه الان خیلی ازمن دوره...... دور دور...
ديگه تو زندگيم نيست.رفته
فقط در رویا هامه که میبینمش
آه در خاطراتمه......
تو روياها...تو شعرهاست....
عشق مثل يک زهره که وارد جسم وروح واحساست ميشه و کم کم وارد خونت میشه به همه جای بدنت نفوذ میکنه.
عشق مثل یک خنجره که بر قلبت بزنن....
عشق مثل شیشه شکسته برنده است....
عشق یک زخم کهنه است که مرحمی نداره و هر چند وقت تازه میشه و دردش بیشتر از پیشه.....بیشتر
عشق یک درد بی درمانه. چیزی مثل سرطان، سارسه...تب شدید ودرد داره ...
بی خوابی از علاعم اونه.....
اصلا درمان نداره...بعضیا میتونن تحملش کنند ولی بعضیا ....
عشق کثیف و زشت وآلوده هست...عشق دورو ،زمینیه.....
عشق سیاهه...تاریکه...ظلمته....
عشق نابود کننده ،عشق زمینت میزنه...لهت میکنه خوردت میکنه....
عشق همه چیزتو میگیره!!!
تو اصلا عاشق شدی ....کسی عاشق تو شده؟؟کسی رو دوست داشتی...اصلا کسی دوستت داشته؟!؟
زندگیت وابسته کسی شدی ؟آلوده کسی شدی؟ بقدری عاشقش بشی که دیگه زندگیت اصلا همه چیزت بشه عشقت....اونقدر که دیگه زند گی تو بدون عشقت معنی نداشته باشه؟ و اونوقت ترکت کنه ؟بره دنبال....؟؟؟؟؟؟ این اتقاق برات افتاده
اون دیگه الان خیلی ازم دوره...... دور دور...
ديگه تو زندگيم نيست
فقط در رویا هامه که میبینمش
آه در خاطراتمه......
تو روياها...تو شعرهاست....


اخه من بدون تو چی کار کنم؟؟
این زندگی بدون تو به چه دردم می خوره؟؟؟؟




  
| طاهر جلیلی ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ۱۳۸٢/٢/۱٥
comment نظرات ()