ما رو باش اسممو نو رو چه درختی جا ميزاريم ما رو باش
قسم دو چشم مست نا مسلمون که نداريم ما رو باش
به هواداري تو شيشه ميخونه رو با سنگ شکستیم نا رفيق
سنگ و شيشه اگه دشمن من و تو که موندگاريم مارو باش
چشم خشکيده داره به ناودون کوچه حسادت ميکنه
ما به اون بغض سمج گفته بوديم ابر بهاريم ماروباش
غزل کوچه ما قلندرای پير و عاشق که اينه
فکر تازه عاشق پياده باش
شهريار قنبري   

| طاهر جلیلی ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ۱۳۸٢/٢/٢٥
comment نظرات ()