اولين باری که ديدمت داشتی ناخن ها تو می جويدی و با اون نگاه غريبت به بينهايت چشم دوخته بودی.يک حالت اضطراب خاصی داشتی.
آره خوب يادمه داشتی ناخن هاتو می جوييدی.
حق داری.آن چنان غصه ها ودردهای تو دنيا هست که گاهی آدم جلوشون کم مياره.
بيا..بيا اين سيگارو بگير روشن کن.
بزار همه دردها وغم هات باهاش بسوزه وخاکستر بشه....
برگشتی به طرف من وبا تعجب بهم نگاه کردی.
ميتونستم در چشمهات به عمق دلتنگيت پی ببرم...
بگير روشنش کن...
سيگارو گرفتی وحالا اين اشکهات بود که روی گونه هات نا خوداگاه فرو میریخت.
زود سرتو برگردوندی و دستت رو جلو صورتت گرفتی....
گریه کردن زیباست...وقتی اشکهات بی اختیار رو گونه هات میریزه.....
اصلا خجالت نکش...
حق داری..دردهایی هست که حتی میتونه یک مرد مغرور وسنگدل رو به گریه بندازه...
اصلا این حرف مزخرفیه که میگن یک مرد هیچوقت گریه نمیکنه...
گریه برای انسان نعمت بزرگیه...گریه کن..
بزار اشک هات بیرون بریزه بزار این اشک هایکم از شدت غم وغصه ات کم کنه
از چی خجالت ميکشی..گريه کن که گاهي اگه نتونی گريه کنی اگه نتونی يک آه بکشی شايد از شدت فشار که به روح واعصابت مياد خفه بشی ...گريه کن..گريه کن
ولی بدون که فردا برای ما خواهد بود..خورشيد دوباره طلوع خواهد کرد وروزهای خوبی در پيش خواهيم داشت...هميشه اوضاع اين جور نميمونه...عمر روزهای بد کوتاهه...
شايد روزی ما هم از ته دل بخنديم...آره حتما چنين روزی خواهد بود...
و در اين روز ماهم احساس خوشبختی خواهيم کرد....   
| طاهر جلیلی ٤:٢٢ ‎ق.ظ ۱۳۸٢/٢/٢٧
comment نظرات ()