مراسم دعاي شفا







انقلاب يا اصلاحات؟
اصلاحات يا رفورم يعنی شناسايی ضعفها،کاستيهاو نقصها و معضلات جامعه در شعون مختلف آن توسط دولت مردان،مسئولين و دست اندرکاران جامعه و ارائه برنامه و طرحی مناسب و اتخاذ
تصميم گيريهای بجا برای رفع آن نواقص و مشکلات
اگر اصلاحات بطور اصولی و صحيح انجام گيرد موجب تقويت وجه و پشتوانه مردمی رژيم حاکم و استحکام پايه های قدرت آن خواهدشد.
ولی انقلاب حرکتی است از ناحيه .:: توده مردم::. عليه رژيم حاکم به قصد براندازی آن و جايگزين نمودن نظم دلخواه
تا انجا که اسناد تاريخی نشان ميدهد از حياتی سياسی بشر حدود ۲۰۰۰۰سال ميگذرد در طی اين بيست هزار سال طرح ايده انقلاب به ۳۰۰ سال پيش بر میگردد .وعلت این امر این است که تا ۲۰۰ سال پیش تقریبا در همه جوامع شاهان و حاکمان از قدرت مطلق برخوردار بودند.و این قدرت خود را نه از مردم بلکه یک.:: موهبت الهی ::.تلقی میکردند.
و خود را .:: نماینده تقدیر خداوند بر روی زمین ::.قلمداد می نمودند.لذا برای مردم هیچ حقوقی قائل نبودند. و سه عامل .:: ترس و جهل و طمع ::.موجب تداوم این نسبت سیاسی گردید یعنی مردم نیز باور کرده بودند که شاهان و حاکمان.:: نماینده خدا::. هستند و عمل آنها مطابق با تعالیم و خواست خداوند میباشد ومخالفت با آنها عین مخالفت با خداوند است و تعداد قلیلی هم که این مهملات را قبول نداشتند از ترس دم فرو بسته بودند.
فرعون ها در مصر ادعای خدایی میکردند و باین ترتیب حکومت بر مردم و تعیین سرنوشت مردم را حق خود میدانستند و در ایران باستان هم شاهان خود را برتر از مردم میدانستند و مردم فکر میکردند خون خداوندی در رگهای اینان جاریست.که اگر شاهنامه فردوسی را خوانده باشید به نمونه های زیادی بر خواهید خورد.با گذشت زمان و بالاتر رفتن شعور سیاسی مردم کم کم ادعای خداوند بودن و خون خدایی داشتن جای خود را به نماینده خدا بودن داد.یعنی حاکمان خود را نماینده خدا بر روی زمین مینامیدند و حکومت خود را موهبتی از جانب خداوند مینامیدند.[البته با عناوین و شکلها و رنگهای مختلف]
اولین کسی که این نسبت را زیر سئوال برد <جان لاک> انگلیسی بود وی نماینده خدا بودن حاکمان و مشروعیت الهی آنها را زیر سئوال برد و.:: اصل رضايت مردم ::.را مطرح کرد و اعلام کرد که نمايندگان زمينی خدا همه ابنای بشر هستند نه يک تعداد بخصوص بنابرين.:: کسی ميتواند حاکم بشود که مردم رضايت بدهند::. و .::رضايت خداوند هم با رضايت مردم تامين ميشود::.
باز کسی ميتواند به حکومت ادامه دهد که رضايت مردم را با خود داشته باشد.
يعنی مردم اين حق سياسی را دارند که بگويند چه کسی برای چه مدت بايد حکومت بکند و اگر کس يا کسانی بر خلاف نظر و خواست و رضايت مردم به حکومت رسيدندمردم به شيوه های مسالمت آميز و يا قهر آميز.::انقلاب::.حق ساقط کردن وی را دارند.[ادامه دارد]
  
| طاهر جلیلی ٢:۱٥ ‎ق.ظ ۱۳۸٢/٤/۱٦
comment نظرات ()