من هيچ وقت نخواستم تو رو از دست بدم هيچوقت....

يک نگاه کافی بود برای فهميدن..آری فقط يک کلمه کافی بود برای فهميدن...لذت سوختن از لذت دوست داشتن وعشق بيشتر است...و عشق بدون آينده و فردای ما بايد يک روز يک جا باید تمام ميشد...آری اين پايان عشق بی پايان ما بود...و اينک منم کويری خشک و سوزان...ميسوزم.همه وجودم آتش ميگيرد و ميسوزد و ميسوزد و خاکستر ميشود و باز با وزش باد های هول و حراس جدايی آتش از زير خاکستر جان تازه ای گرفته و همه وجودم را در بر ميگيرد...و تنها هرزه گياهان جدايی و فراق است که بر اين خاک ميرويد....

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا جون

سلام اره لذت سوختن از عشقم زيباتره ولذت تنفر از هردو بهتر شاد باشی تا بعد

زهرا(صدای باران)

نميدونم شايد هم تو داری راست ميگی فعلا دارم يه مطلب مينويسم راجه به اينکه عشق رسيدن نيست شايد تمام قشنگيهای اين عشق همين سوختن باشه حالا تو مواظب خودت باش.

مامور خدا

سلام اينم يه جا برای صحبت با خدا حتما شما هم حرفهايی برای گفتن داريد

قاصدک

ببخشید که غیبت داشتم ... بازم حرفای دکتر! که به یه نوعی میشه گفت حرف دل من ، تو و خیلی های دیگه است... کاش میشد این گیاهان هرزه رو یه جوری ریشه کن کرد که دیگه به وجود نیان و به جاشون گلای کمیاب و پرورش داد ... کاش کاش کاش ... بهاری باشی طاهر ...

علی

مگه عشق هم ميتونه پايان داشته باشه؟؟:(

kia

نميدونم چرا بعضی ها قبول نميکنن که عشق هم يه جايی ممکنه تموم شه !!!!‌

سارا

سلام . جاي جالبه . ماهم يه كلبه درويشي داريم البته اگه منت بذارين

بوف كور

سلام وبلاگ زيبايی داری پر معنی دوست من اگر دوست داری به هم بلينکيم پيغام بده