اولين برف زمستانی

میگی :: داری پروانه میشی زیباتر از قبل و حالا میتونی پرواز هم بکنی بپری و هر روز و هر لحظه اش رو دوست داری و من باید بخاطر بسپارم رنگ زیبای پر پروانه را ؛ پرواز را ؛ دست آخر چیزی که اینجا روی این تنه درخت پیر میمونه یه پیله خالیه...
درخت پير  تو بهار شکوفه  نميده که اميد داشته باشه که پروانه به هوس گل رو شاخه اش برگرده ...
و قصه چشمهايت ...
خودت رو اينجا جا ميزاری که نفهمم رفته ای ...
و درخت پیر به پيله مي انديشد و در آرزوی پرواز
اي ريشه ی لعنتی من اين شيره حيات رو نميخوام رهايم کن...

دیروز را بسیار دنبالت گشتم

اما پیدایت نکردم

گفتند  تو را دیده اند

که توده ای برف شده ای

و بر بلندترین قله نشسته ای

باور نکردم

تا اینکه خودت آمدی

و ذره ذره

آب شدی بر جنازه ام...

پ ن :دارم رو یه فورم به عنوان انجمن های بحث و گفتگوی ادبی" بیهوده نیست عشق..." کار میکنم اگه كسي اينجا اومد و تمايل داشت يه نگاهي بندازه و نظرشو بگه اگه عضو هم شديد خوشهالم ميكنيد... ممنون

/ 5 نظر / 15 بازدید
شايد دوست شما

سلام آدمها هر كدام مرگشان شبيه خودشان است من با آدم برفي موافقم

باران

سلام طاهر جان...خوشحالم دوباره مينويسی...اميدوارم خوب باشی و شاد.بايد انجمن جالبی بشه...من هم هستم...در پناه حق

نسرين

سلام...آقا طاهر گل! چه عجب باز نوشتی!!!! من ميخوام برای نوشته مرگ پيام بذارم آخه؟!!!!

نسرين

سلام...آقا طاهر گل! چه عجب باز نوشتی!!!! من ميخوام برای نوشته مرگ پيام بذارم آخه؟!!!!

سلام

سلام آقا طاهر گل...خوبی؟ چه عجب دوباره نوشتی؟من ميخوام برای نوشته مرگ پيام بذارم آخه؟