اولين باری که ديدمت داشتی ناخن ها تو می جويدی و با اون نگاه غريبت به بينهايت چشم دوخته بودی.يک حالت اضطراب خاصی داشتی.
آره خوب يادمه داشتی ناخن هاتو می جوييدی.
حق داری.آن چنان غصه ها ودردهای تو دنيا هست که گاهی آدم جلوشون کم مياره.
بيا..بيا اين سيگارو بگير روشن کن.
بزار همه دردها وغم هات باهاش بسوزه وخاکستر بشه....
برگشتی به طرف من وبا تعجب بهم نگاه کردی.
ميتونستم در چشمهات به عمق دلتنگيت پی ببرم...
بگير روشنش کن...
سيگارو گرفتی وحالا اين اشکهات بود که روی گونه هات نا خوداگاه فرو میریخت.
زود سرتو برگردوندی و دستت رو جلو صورتت گرفتی....
گریه کردن زیباست...وقتی اشکهات بی اختیار رو گونه هات میریزه.....
اصلا خجالت نکش...
حق داری..دردهایی هست که حتی میتونه یک مرد مغرور وسنگدل رو به گریه بندازه...
اصلا این حرف مزخرفیه که میگن یک مرد هیچوقت گریه نمیکنه...
گریه برای انسان نعمت بزرگیه...گریه کن..
بزار اشک هات بیرون بریزه بزار این اشک هایکم از شدت غم وغصه ات کم کنه
از چی خجالت ميکشی..گريه کن که گاهي اگه نتونی گريه کنی اگه نتونی يک آه بکشی شايد از شدت فشار که به روح واعصابت مياد خفه بشی ...گريه کن..گريه کن
ولی بدون که فردا برای ما خواهد بود..خورشيد دوباره طلوع خواهد کرد وروزهای خوبی در پيش خواهيم داشت...هميشه اوضاع اين جور نميمونه...عمر روزهای بد کوتاهه...
شايد روزی ما هم از ته دل بخنديم...آره حتما چنين روزی خواهد بود...
و در اين روز ماهم احساس خوشبختی خواهيم کرد....

/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاصدک

گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را .. چشم تو زینت تاریکی نیست .. پلکها را بتکان ، کفش به پا کن و بیا ... و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد .. و زمان روی کلوخی بنشیند با تو .. و مزامیر شب اندام تو را ، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند .. پارسایی است که در آنجا تو را خواهد گفت .. بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است ... فکر کنم یه چیز دیگه هم لازمه که بنویسم آرین : پیش از سحر تاریک است ،اما تا کنون نشده که آفتابی طلوع نکند : (( به سحر اعتماد کنید ))ای داد آرین مثل اینکه یه چیز دیگه هم باید بگم : هر کس، هروقت دلش خواست میتونه گریه کنه چون تنها همدم تنهایی ها همین اشکا ی بی ریا است که میاد پایین... مثل همیشه آرزوی بهاری بودن رو برات میکنم ( :

ترانه مجهول !!!

چقدر وحشتناک است ...می گويند هميشه انتظار همه چيز را از همه کس داشته باش... با همه دانستن مفهومش ...باز خطا کردم...دلم جايی رو می خواست که راحت بنويسم ..دلم اينجارو برگزيد ....نه نمی شد انتظار همه چيز رو از همه کس داشت ...سخت بود..... من از آنها چيز زيادی نخواسته بودم که....مهم نيست ...برای من اصلا مهم نيست ... متزلزلترين موجود انسانه ....واقعا انسانه... چقدر پرت و پلا گفتم ...از بس ذهنم به هم ريخته بود..شما ببخشيد!خواهر کوچيکه!

ترانه مجهول !!!

راستی سلام...يک سلام از هر چه افسوس پر...دعايم کنيد!خواهر کوچيکه!

shabboo va baroon

سلام اول اينکه بگم انگار يه جورايی اشتباه متوجه شدين!!!!!!!آخه اصلا اون چيزايی که توی وبلاگ نوشتيم حرفای بارون نبوده که!!!!! نوشتيم که اون حرفا رو همون ديوونه توی فيلم گفته بوده وگرنه دنيای بارون خيلی زيباتر از اين حرفاست:))راستی بعضی وقتا گريه درمون هر درد بی درديه........ولی سعی کنيم به همه زندگی چه بدياش و چه خوبياش بخنديم همه زندگی رو زيبا ودلنشين خواهيم ديد.

بارون

سلام دوست عزيز متنهات اونقدر پر و شلوغه که نمی تونم بی خيال ازشون بگذرم به خاطر همين ترجيح ميدم فعلا بخونم و هيچی نگم تا بعد...

آبی

عجب وبلاگ خاصی داری...يه فضای خاص !!! بايد آفلاين بخونمش...شاد باشی..يا حق!

*« FARIBA »*

سلام..می بينم که مردم سيگار می کشند..خجالت نمی کشی..از خودت نه از بارانی بودنت..واي وای چشم سر دبير روشن..از گروه اخراجی!!

*« FARIBA »*

سلام..من يه عالمه متن نوشتم..اين پرشين بلاگ همشو خورد:((...من نمی خوام..يکی متن های من رو بده..بعدا سره فرصت يه باره ديگه واست می نويسم..شاد باشی..يا علی