مثل انسان مثل آدم

من تو رو دوست نداشتم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ترانه های رو که در غروبهای خستگی خوندیم دوست داشتم

غنچه ها رو دوست داشتم و شباهت تو رو به گل دوست داشتم

ستاره ها رو دوست داشتم وقتی شبها درون چشمهات میرقصیدند

من تو رو دوست نداشتم

 

 

جدایی رو دوست داشتم وقتی رفتی و تنهام گذاشتی

دلتنگی رو دوست داشتم وقتی بهت فکر میکردم

گریه کردن رو دوست داشتم وقتی فراموشم کردی

وقتی مرگ رو با تمام وجودم حس کردم

وقتی حس کردی

بی تفاوتی تو رو دوست داشتم

زمین خوردنم رو دوست داشتم وقتی تو یادم می افتادی

بی تو بودن رو دوست داشتم مثل طعم نون گرم

مثل آب منتظر صدات بودم زیر نور آفتاب داغ تابستان

مثل بارون غروب

دوست داشتنت رو مثل تاریکی روزگارم دوست داشتم

من تو رو دوست نداشتم

 

شعر هایی رو دوست داشتم که به پرنده ها می آموختی

حرف زدنت رو با گلها

نوید بهار رو دوست داشتم

که به زمستون میدادی

خونی رو دوست داشتم که از سر شکستم میریخت

وقتی زمین خوردم

وقتی شما رو دیدم

روزی که اولین برف روی اسفالت خیابون بود

و صدای دندونهامو وقتی در سرمای زمستون بهم میخوردن

پاهای یخ زدمو که تا صبح تو خیابونها قدم زدن

بچه های آدامس فروشو

ترانه های جدید رو

تجربه های که در از دست دادن هام بدست اوردم

مثل گلی که انداختیش به دریا افتادم تو آتش

من درد رو دوست داشتم وقتی سوختم وقتی آتش گرفتم

من تو رو دوست نداشتم

 

 

یک شب آهو تنها رو روی کوه وقتی قلبش رو نشانه گرفته بودند

یک شب خوندن یک شعر رو زیر نور کبریت

بی کسی رو وسط این همه آدم

تماشای طلوع خورشید رو

با چشمهایی که خوابیدن رو فراموش کردن

و آهی رو که از ته دل کشیدم دوست داشتم

من تو رو دوست نداشتم

 

مجنون صحرا گرد رو

فرهاد کوهکن رو

تمام عاشق های دنیا رو دوست داشتم

من تو رو دوست نداشتم

 

وقتی رفتی

رفتنت رو دوست داشتم

اشکهام رو دوست داشتم

قلمت رو دوست داشتم

صورت خندانت رو دوست داشتم

یادآوری لبخندهات رو دوست داشتم

و عرق سردی رو دوست داشتم روی صورت که مثل گچ سفید شد

لبخندی که روی لبهات یخ بست

وقتی دست در دستش

منو روبروی خودت با سر شکسته دیدی

روزی که اولین برف روی اسفالت خیابون بود

و درد حرمان رو دوست داشتم

زیبایی مرگ رو

وقتی تو رو در قلبم کشتم

من تو رو دوست نداشتم

 

تجربه های که در از دست دادنها بدست آوردم

مثل گلی که انداختیش به دریا افتادم تو آتش

من درد رو دوست داشتم وقتی سوختم وقتی آتش گرفتم

من دوست نداشتم هیچ وقت دوست نداشتم

دوستت داشتم؟

مثل یه انسان مثل یه آدم  دوستت داشتم

 

/ 38 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

من بار اول بود اومدم اينجا! وبلاگت خيلی عاليه! هم طراحی هم نوشته هات... ولی.. چـــــــــــــــــــــــــرا اينقدر ميپرههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

parisa

سلام خيلی قشنگ احساستو بيان کردی موفق باشی

a sed mammad

خيلی زيبا بود میگم ميشه شعر رو سرقت کرد؟

سید مجید

چه وبلاگ قشنگی داری...ااااااااااااااااااااااااااا...

man

omadam bedoone pareshesh ro bekhoonam... vali... chera shoma in ghadr dir bedir update mikonin?

Solmaz

... خوبه .. اينم يه جوور دوس نداشتنه! يا دوس داشتنه ديگه ... يه جوور دوس داشتنه بارونی !

ني ني

هيچ حرفی در مقابل زيبايی اينجا و کلامت نمی شه زد :)

ليلی

هميشه حرف سر دوست داشتنه. دوست داشتنی که سخت ميشه معناش کرد. اما خوبه که از دوست داشتن گفتيد. از عشق نگفتيد. چون عشق هيچ معنايی نداره که بشه معناش کرد.از عشق والاتر دوست داشتنه. ببخشيد دير سر زدم. پايدار باشيد.

قاصدک

چرا به روز نمیکنی ؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟