هنوزعشوه گری را از یاد نبرده ای

هنوزعشوه گری را از یاد نبرده ای,چون دختران ده,که بلوغشان را به رنگ های نامزون ساب می دهند

آی پیر گرم.

آی آفتاب.

در کدام چشمک کدام ثانیه بود؟

چشمان کوفته ی خاک سرد زمستان را فریفتی.

به مساوات بوسه ای....

اینجا عشق را در پیچیدگی چند گره قربانی می کنند.

می فروشند.

می دزدند.

هر جا که نرگسی باشد.

/ 0 نظر / 24 بازدید