من غریب اتفاق توام

بگو کجای زمین آوار مانده تا خرابتر از این که هستم بشوم
من مسافر این بیابان ستاره خورده ام،مسافر غربت زنگ هایی که زیر باران زدم و تو نبودی،من غریب اتفاق توام ...
حالا زیر کدام چتر راه میرود دختری که قرار من نبود؟
نه! این عاشقانه نیست،غربت شاعر بی شعریست که پشت درد هایش کپک زده.
از کجای زمین متولد شوم که بوسیدنت مرگ نباشد ؟
حالا هرچه میخواهی رنگم کن،دیگر عروس خدا هم نمیشوم
بگو کجای زمین آوار مانده تا خرابتر از این که هستم باشم ....
 

/ 8 نظر / 8 بازدید
کتایون

غربت شاعر بی شعریست که پشت دردهایش کپک زده. چقدر این عبارت زیبا بود، کپک زدن پشت دردها

بانو

چقدر نوشته هایت رادوست دارم ... . . . .

مهدیس یا همون قاصدک

مهدیس یا همون قاصدک

سلام . خیلی وقته همدیگه رو ندیدم نه ؟ برای همین من شدم غریب آشنا ! عشق چی میگه ! باورت میشه که من دیگه داره یادم میره که توی دنیا چیزی به اسم دل بست هست ؟ احساسی به اسم دوست داشتن ! حالا هرچه میخواهی رنگم کن،دیگر عروس خدا هم نمیشوم

مهدیس یا همون قاصدک

واقعا نیمدونم چی بگم ! مرسی که بهم سر زدی ... راستی خواستی تو وبلاگ کسی آدرست رو بزاری با آدرس persianblog.comنزار خودت که بهتر میدونی شده ir

لیلا

و من اما آنقدر خرابم که هرچه آوار شود دیگر فرقی نمی کند...

سوسن جعفری

حالا زیر کدام چتر راه میرود دختری که قرار من نبود؟ زیباست و غریبانه لبخد می زند ... سال نو مبارک!![لبخند]