دستهايی که سهم من نبود ...

فقط يك لحظه

يك لحظه براي من كافيست!

مابقي اين فصلها براي خودت!

كه ما هرچه كاشتيم برنداشتيم

جز قاب عكس تنهايي

كه روي ميز خاك ميخورد

روز آخر چرا

در دستهاي تو ته نشين شدم؟

آن دستهاي زمستاني

كه سهم من نبود...

/ 4 نظر / 15 بازدید
نيکو

شايد خيلی دير ... خيلی دور ... فصلی که هول ِ دويدن نداشته باشد . دست هايی که سهمشان خالی بود . اگر باران ببارد را می خوانم .

بازنگار

وبلاگ شما در فهرست منابع اصلی گروه ادبیات سایت بازنگار (خانه وبلاگ های ایران) به ثبت رسیده است. مقدمه تمامی مطالب وبلاگ شما 15 دقیقه پس از انتشار در وبلاگتان به وسیله ماشین خبرخوان در سایت بازنگار منتشر می شود. از شما درخواست می کنیم شما نیز با درج لوگو یا لینک بازنگار از انتشار بازنگار حمایت کنید.

لاشريکستان

ايمان بياوريم،به آغاز فصل سرد...و بهاری که از پيش می آيد..

سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر