تشنه نیستی؟

می‌ترسم، مضطربم 

و با آن‌که می‌ترسم و مضطربم 

باز با تو تا آخرِ دنیا هستم 

می‌آیم کنار گفتگویی ساده 

تمام رویاهایت را بیدار می‌کنم 

و آهسته زیر لب می‌گویم 

برایت آب آورده‌ام، تشنه نیستی؟


سیدعلی صالحی

/ 0 نظر / 45 بازدید