.::فقط کلمه آزادی::.

سينوهه پزشکی بوده که در ۴۵۰۰سال پيش در مصر زندگی ميکرده و کتابی نوشته در مورد زندگی خود و وضعیت مصر و کشور هايی که سفر کرده و مردم آن زمان را شرح داده .کتاب خيلی جالبی است که توصيه ميکنم حتما بخونيد.
هورم هب فرمانده لشکريان مصر اختانون فرعون یکتا پرست مصر را به قتل ميرساند البته به دست سينوهه و خود ميخواهد بر تخت سلطنت مصر تکيه دهد.
سينوهه به او ميگويد که مردم از تو پيروی نخواهند کرد چون خون خدايان در رگهای تو جريان ندارد پس تو نمی توانی بر مصر حکومت کنی.
او در پاسخ سينوهه ميگويد :من.:: آزادی::. را به اين مردم و برده ها تقديم خواهم کرد.
سينوهه ميگويد :اگر برده ها و بقيه مردم .::آزادی::. داشته باشند سنگ روی سنگ بند نمی شود.و هيچکس نخواهد توانست مردم را کنترل کند
هورم هب در پاسخ سينوهه حرف خيلی جالبی زده.
او می گویید:سینوهه من .::فقط کلمه آزادی::. را به این مردم تقدیم خواهم کرد نه خود.:: آزادی::. را
همه جا مردم در مورد.:: آزادی::. حرف خواهند زد و همه جا بحث.:: آزادی::.و اینکه هورم هب فرعون جدید.:: منادی آزادی::. است خواهد بود .شاعران در مورد.:: آزادی::. شعر ها خواهند سرود.ولی هیچکس آزادی نخواهد داشت.
آری من فقط .::کلمه آزادی::. را بله این مردم تقدیم خواهم کرد.
درست همان کاری که آقای خاتمی انجام داد خاتمی.:: کلمه آزادی::. و مردم سالاری و دموکراسی و عدالت اجتماعی را تقدیم جوانان کرد.فقط کلماتی را به جوانان هدیه داد که خفقان جامعه باعث فراموش شدن آنها شده بود.همین کافی است.الان وظیفه جوانان است که با این کلمات جمله بسازند.در شلوغی های اخیر چنین جملاتی را میشد در بین شعارها شنید.

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا

تشبيه خيلی زيبايی کردی...يه بار ديگه ميگم: خوشا به حالت که در ايرانی....

ترانه مجهول !!!

....آزادی....! نايابترين نياز انسان شايد امروز همين است .... ! و ما انسانهای آزادی خواه آزادی کش ای کاش قدری به جای صحبت عمل کنيم نه....چه وعده های رنگارنگی امروز به ما می دهند نه؟ دنيا چه بهشتی می شد اگر اين وعده ها همه تحقق می يافت ... ممنون از تو که ايستاده ای و پا پس نمی کشی....برای اعتقادات هميشه بايد جنگيد ...ولی .... امروز همه چيز درهم شده نه؟ بی اعتقادی و اعتقاد در هم شده آزادی و اسارت در هم شده ...خوبی و بدی چنان به هم پيچيده که شناساييش وای گاهی ممکن نيست ...بايد که خيلی مواظب بود...خواهر کوچيکه!

مسعود چشم آبی

سلام مطلبت زيبا بود. چون کتاب سينوهه رو خوندم بيشتر با اين مطلبت حال کردم چون قبلا بهش توجه نکرده بودم. مرسی از ياد آوريت قربانت بای

taranome baran

متسفانه نرسيدم بخونم.ولی حتما دوباره ميام.

امیر محمدی

سلام آرين جان . اميدوارم حالت خوب باشه . عزيز دل تا من نيام تو که به ما سر نمی زنی. بعدم چرا توی نوشته هات صريح حرف دلت را نمی زنی . برای سياسی نوشتن بايد دل داشت بايد صريح نوشت . اما باز من حرفاتا البته با اصلاحات قبول دارم . من ميام اينجا انتقاد می کنم اميدورام ناراحت نشی. دوستانه است همش . خوش باشی.

بارون

نمی دونم چرا هروقت ميخوام راجع به آزادی و مملکت و سياست بنويسم کلمه ها از دستم فرار ميکنن...راستی به نظر تو آزادی يعنی چی؟

Ashkan

سلام واقعا آفرين خيلی زيبا گفتی٫ همچنين مثال سينوهه. من اين کتاب رو که کاری پر توان از ذبيح الله منصوری هست حدود ۱۰ سال پيش خواندم. خيلی قياس قشنگی کردی. به من هم سر بزنيد و نظرتون را در مورد تبادل لينک بگوييد. بدرود.