مرداب

مرداب براي بدست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفرش بهم نخوره‌‌‌ ، پس اگه كسي رو دوست داري براي بدست آوردنش سالها صبر كن ...

يه روز بهاري زيبا بود هوا خوب بود همه جا سبز بود،من رانندگي ميكردم تو داشتي با موبايلم ور ميرفتي

آخ چقدر دلم تنگه دلم تنگته  ، هميشه حسم ميكردي  ، از اون دورها از فاصله هزار كيلومتري صدامو مي شنيدي ،مي شنيدم ،صدات ميزنم نمي شنوي نمي دونم شايد نمي خواي بشنوي يا شايد مي شنوي و نمي خواي جوابمو بدي

نوشتي :فهميدم واست تموم شدم هرچي داد زدم نمي فهميدي

آخ گلم دلم تنگ شده مي خوام باهات حرف بزنم مي خوام باهات شوخي كنم مي خوام مسخره بازي دربيارم بخندونمت مي خوام كرم بريزم مي خوام  بدجنسي كنم مي خوام بازم ديونت كنم مي خوام بازم فحشم بدي : خيلي بيشرفي طاهر

داشتي با موبايلم ور ميرفتي دنبال يه چيزي مي گشتي كه بهم گير بدي، جمعه بود يه روز بهاري زيبا بود همه جا سبز بود من اينجا رو نميشناسم همينجوري پيچيدم تو يه فرعي يه جاده خاكي چقدر شلوغه اينجا، همه اومدن بيرون مث اينكه سيزده بدره ،نه ارديبهشت بود، انگار بهشت بود از جلسه كنكور ميومديم ساعت 12 ظهر بود و چهار ساعت تا جلسه بعد از ظهر وقت داشتيم بعد از دو ماه شايد هم سه ماه ، 1000 كيلومتر فاصله شده بود يه وجب ،روز قبلش 1000 كيلومتر رانندگي كرده بودم شب ت ديروقت خوابم نبرده بود تو يه خونه دانشجوئي ، خوابم نميبرد چند نفر ديگه هم بودن كه صبح بايد كنكور ميدادن،اونها از اضطراب كنكور خوابشون نميگرفت من از شوق ديدار سه ماه بود انگار ، ارديبهشت بود ،بهشت بود ، چقدر همه چي راحت بي دردسر بدون مشكل جور شد

گفتي: خدا دلش رحم اومده بود هنوزم فكر مي كنم خواب مي ديدم طاهر واقعا ما اونجا بوديم يه همچين جايي وجود داره ؟

اين دفعه فرق ميكرد نه بارون نه طوفان نه تصادف نه تاخير هواپيما نه ترافيك و نه بابام ، هيچ مشكلي نبود خدا دلش به حالمون سوخته بود انگار

همينجوري پيچيدم تو يه فرعي من اينجارو نمي شناسم جاده خاكي ميرفت تا دل دشت ،گلي بود همه جا بارون اومده بود انگار ،دشت سرسبز بود سبز بود ارديبهشت بود بهشت بود گفتم اونجاو ببين گلم اون جا يه تك درخت وسط اين دشت سبز خالي يه درخت تنها ماشينو پارك كردم ،همه جا سبز بود علفها خيس بودن گل بود بارون اومده بود انگار، اون جلو پشت اون درخته  يه مرداب بود كنار يه كوه ، كوه كه نه يه تپه بلند ، جا به جا پر مردم بود ، ملت ريخته بودن بيرون بچه ها بازبي مي كردن شلوغ بود، مث سيزده بدر ، مرداب رو دور زديم، بركه بود انگار ،نيزار پر ني بود ، مرداب رو دور زديم

 كوه كه مي رفتم ناراحت مي شدي زنگ مي زدم مي گفتم مي خوام برم كوه ناراحت مي شدي

گفتي: آره برو برو پي دل خوشيت برو كوه با دوستات برو منو مي خواي چيكار تو كه دوستاتو داري كوه داري برو

گفتم: اگه نمي خواي نميرم

تو كه بلاخره كار خودتو مي كني مي ري هميشه آخرش كار خودتو مي كني

نه نميرم و دلم مي گرفت غصه ميشدم ميدوني كه من ديونه كوهم ،  بعد مي گفتي برو، برو طاهر مي خوام بري برو

اون بالا تو ارتفاع 4800 متري بيرون پناهگاه باهات حرف مي زدم ،تلفن اينجا خط ميده ،شب تو قله آدم يه احساس خاصي داره دراز مي كشيدم و ماه رو تماشا مي كردم تو رو تو ماه مي ديدم ماه نزديك بود آسمون پر از ستاره بود ،باهات حرف ميزدم تو عصبي بودي ناراحت بودي شبهاي جمعه غصه بودي من غصه مي شدم داد مي زدي دعوا مي كردي و من به خودم فحش مي دادم گريم مي گرفت چرا اومدم كوه چرا اينقدر ازت دورم چرا بايد 1000 كيلومتر بينمون فاصله باشه چرا تو اينجا نيستي ...

گفتي من هيچ وقت كوه نرفتم هميشه دلم ميخواست برم كوه حسوديم ميشه تو با دوستات مي ري و من تنهام من اينجا تنهام و تو كوه ميري من دلم ميخواد با من بري باهم بريم دو تايي من دلم كوه ميخواد و من گريم ميگرفت

كوه نه يه تپه بلند بود سبز سبز كنار يه مرداب دستت رو گرفتم تو دستم با هم رفتيم اون بالا، آسمون آبي آبي يه تيكه ابر گوشه آسمون مث يه مخملل سفيد، گفتم گلم چقدر دوست داشتي بري كوه اينم كوه باهم رفتيم بالا نفس نفس مي زدي اون پايين آدمها كوچيك مي شيدن كوچيك كوچيك ، قد يه مورچه ،اما مرداب هنوز پيدا بود از اون بالا چقد قشنگ بود مث يه تابلو نقاشي محشر بود روسريت افتاده بود رو شونت ، دستت تو دستام بود سرتو گرفتي سمت آسمون چشماتو بستي و يه نفس عميق كشيدي ، باد ميپيچيد تو موهات چقدر قشنگ بودي گلم چقدر قشنگ بودي چقدر شاد ،شاداب

بازم رفتيم بالا بالاتر رفتيم تا قله، كوهش بلند نبود نف نفس ميزديم اما خسته نبوديم اون بالا مث يه دشت بود سبز سبز  گفتي طاهر نگاه كن اينجا چقدر قشنگه طاهر مث اينكه تو بهشتيم ببين آسمونو ببين آبيش چقدر قشنگه اون پايين همه جا سبز سبزه بالا آبي به اين قشنگي، پايين سبز طاهر اينجا بهشته، طاهر دارم خواب ميبينم؟ اينجا چقدر قشنگه بهشته حس ميكنم تو خوابم ،يه ويشگون ازم بگير من خوابم خواب ميبينم من اينجام با تو بالاي اين كوه قشنگ؟ تو بهشت؟ خواب ميبينم طاهر

احساس كردم دارم خواب ميبينم چقدر قشنگ بود، باد توي موهاش مي پيچيد دستهاشرو باز كرده بود و  سرش به سمت آسمون بود چقدر شاد بود شادي تو چشماش موج ميزد خوشبختي تو يه قدميم بود خوشبختي قشنگ بود زيباي زيبا هيچكس اينقدر زيبا نيست من خوشبختي رو بغل كردم دستم تو موهاش بود كمرشو گرفتم و از زمين بلندش كردم،چرخوندمش، چريخيدم چرخوندمش دور  خودم چرخيدم چرخيدم چرخيدم، صداي خندش ديونم ميكرد من خوشبخت بودم  چرخيدم چرخيدم چرخيدم آبي سبز آبي سبز سبز آبي آبي مشكي آبي سبز مشكي ، موهاش به صورتم ميخورد موهاش دور سرم پيچيده بود و خنده هاش تو گوشم، خوابيدم رو زمين خوابيدي كنارم، آسمون مي چرخيد كوه دشت دور سرم مي چرخيد سبز آبي سبز آبي آبي آفتاب صورتمو داغ مي كرد مي سوزوند چشامو مي زد دنيا دور سرم مي چرخيد آفتاب چشامو مي سوزوند چشمامو بستم، بعد صورتم خنك شد سايه خوشبختي رو صورتم بود موهاش رو صورتم بود، دور سرم ، موهاش مستم ميكرد رو صورتم حسشون ميكردم مث يه نسيم خنك مث يه موج، دوست داشتم خوشبخت بودم ،دستهاي خوشبختي دو طرف سرم بود موهاش رو صورتم، دور سرم ريخته بود سايه ش افتاده بود روم چشمامو باز كردم زيبا بود ماه بود، تو چشاش خيره شدم زيبا بود زلال بود عميق بود ، باد تو گيساش مي پيچيد گيساش صورتم رو نوازش مي كردن زل زده بودم تو چشماش زيبا بود  زلال دريا بود  بيكران دريا بود من مرداب نبودم يه رود خروشان، بيتاب، بيتاب دريا ، داغ بودم پر انرژي بيتاب خودمو به كوه و صخره و سنگ مي زدم مي رفتم مي رفتم با عشق با اشتياق بيتاب مي رفتم به سمت دريا كه آروم بگيرم بريزم تو دريا گم بشم  گمشده ام رو در آغوش بگيرم غرق بشم زل زده بودم تو چشماش داشتم تو چشاش غرق مي شدم تو دريا آروم مي گرفتم  عطر گلهاي بهشتي مستم ميكرد چشمهامو بستم لبهام داغ شد مست شدم موج دريا به صورتم مي خورد نوازشم مي كرد  آروم مي گرفتم بهشت بود و خدا از اون بالا لبخند ميزد ...

دستامو شستم اومدم نشستم پشت ميز، تو روبروم نشسته بودي هيشكي تو رستوران نبود خلوت بود زل زده بودم تو چشمات زيبا بود  زلال دريا بود صورتت داشت محو مي شد دريا موج مي زد موج مي زد تو دلم توفان بود پلك زدم يه قطره راه افتاد اومد از رو گونم تا روي لبهام با انگشتت با پشت انگشتت از رو لبهام ور داشتيش راه افتادن بند نمي اومدن نمي تونستم كنترل كنم دريا موج مي زد طوفاني بود اشكات راه افتاد گفتم گريه نكن گلم حيف اين چشاي قشنگت نيست فدات بشم گلم گريه نكن گريه نكن، حق حق ميكردم ،غلط كردم گيلو، ميدوني چطوري اشكامو بند بياري،هميشه با گريت گريمو بند ميآري ،گريه نكن گلم، با انگشتت،پشت انگشتت اشكاتو پاك كردي اون قطره قاطي اشكاي تو شد گفتي احساس مي كنم ديگه نميبينمت آخرين دفعه است، انگار گفتم دوستت دارم گفتي دير شده ساعت 4 بايد سر جلسه باشيم نيم ساعت مونده ، تشنم بود، انگار گفتي دوستت دارم ...

آخ چقدر دلم تنگه دلم تنگته ، هميشه حسم ميكردي  ، از اون دورها از فاصله هزار كيلومتري صدامو مي شنيدي ،مي شنيدم ،صدات ميزنم نمي شنوي نمي دونم شايد نمي خواي بشنوي يا شايد مي شنوي و نمي خواي جوابمو بدي ، حتي جواب تلفنم رو هم نميدي

نوشتي :فهميدم واست تموم شدم هرچي داد زدم نمي فهميدي

تلفن ميكنم جواب نميدي خيلي وقته ديگه جوابمو نميدي ، پنجره رو باز ميكنم،زمستونه ، يه شب زمستوني سرد برف همه جا رو پوشونده شهر رو برف گرفته شهر زير برف مونده مرده تنهام تنها ، سرده ،سردمه بدنم يخ زده پاهام سرده يخ زده مث يه مرده سرد سرد تنها تاريك يه مرداب مرداب ، يه آب گنديده ته اين چاه ويل، مرداب، مرده، نيلوفر چطور تو مرداب رشد ميكنه گلم؟ تنهام همه جا رو برف گرفته سرده شهر زير برف مونده سفيده تنهام، مرداب ، فرياد ميزنم صدات ميزنم گلم گلم صدام تو برف گم ميشه محو ميشه محو ميشي پلك ميزنم يه قطره راه ميافته از رو گونم مياد تا روي لبام  چشمامو ميبندم ، با انگشتت با پشت انگشتت از رو لبهام ورش داشتي انگار گفتي دوستت دارم ، قطره رو لبهام يخ ميزنه من يخ ميزنم مرداب يخ ميزنه برف همه جا رو گرفته شهر زير برف مونده شهر مرده من مردم .

 

/ 3 نظر / 11 بازدید
منتظر

می دونی دیوونه تو داری میگی :‌ صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا نامه نمی خوانی یا راه نمی دانی ...................................................... اما یه طاهر دیوونه ی دیگه می گه: چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی که یکسر مهربونی درد سر بی اگر مجنون دل شوریده ای داشت دل لیلی از او شوریده تر بی

رنگ خونه دلت رو خوش رنگ تر کن به منم سر بزن اگه دوست داشتی شاد باشی