تسلیت بر خویشتن بابت جوجه های آخر پاییز!!!

گوشه اتاقم کنار پنجره ای که یه پرده ضخیم قهوه ای رنگ جلوی نور بیرون رو می گیره دو تا صندلی لهستانی و یک میز کوچیکه که از عبدل آباد خریده ام. یکی برای تو و یکی برای خودم,یه رو میزی ترمه,یه جا شمعی خوشگل که یه خورشید با شیشه قرمز جلوشه و نور شمع که می خوره به خورشید شیشه ای, روی دیوار بالای عکس تو یه خورشید قرمز رنگ طلوع می کنه, پرتره هایی که از چهره قشنگت با کونته و زغال روی اشتنباخ کشیده ام دیوار اتاقم رو تزئین کرده اند. همه اندک یادگار هایی که از تو به جا مانده جا به جا روی دیوار و توی کتابخونه ام چیده شده اند,بهانه های کوچک خوشبختی من, اینجا کافه کوچیک شخصی منه,غار تنهایی من.دلم که می گیره دو فنجون قهوه ترک درست می کنم یکی برای خودم و یکی برای جای خالی تو, به یاد روز هایی که برات قهوه درست می کردم و چقدر دوست داشتی که برات قهوه درست کنم و چقدر دوست داشتم که دوست داری.بعد میشینم روبروی تو و با خیالت درد و دل می کنم .

امسال برای یلدا فقط انار خریدم و دانه کرده ام و ریخته ام توی دو پیاله چینی و کمی نمک زده ام یکی برای تو و یکی برای خودم. یلدای امسال تنها نیستم, فرض می کنم هنوز با منی و روبرویم نشسته ای,شمع روی میز رو روشن می کنم و به یادت و برایت فال می گیرم.نیت کن گلم:

دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی گیرد

زهر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد ...

چقدر حرف توی دلم تلنبار شده.یه همچین شب بلندی می خواد که تا صبح با هم بشینیم و برات حرف بزنم.گیلو امشب می خوام تا صبح برات حرف بزنم,حرف بزنم,تماشات کنم,تو هم اگه خسته شدی می تونی بری رو تخت من دراز بکشی مثل اون روز تو اتاق تو, که من نماز می خوندم و تو روبروم روی تختت دراز کشیده بودی و منو تماشا می کردی,آخ گیلو چقدر ناز می شدی وقتی مقنعه و چادر نماز گلگلی سفیدت رو سرت می کردی و نماز می خوندی,مثل فرشته ها می شدی و من تماشات می کردم,فرشته من

گلم می خوام امشب تا صبح باهات حرف بزنم,تماشات کنم,می خوام روی تختم توی بغلم دراز بکشی و تا صبح موهات رو ناز کنم با انگشتام شونه شون کنم,صورتت رو ناز کنم,ببوسمت,انقدر ناز و نوازشت کنم,انقدر ببوسمت و قربون صدقه ات برم که توی بغلم خوابت بگیره و بخوابی و من تا صبح تماشات کنم و با لالایی صدای منظم نفس هات بخوابم,تا ابد بخوابم,بیدار نشم,بیدار نشم که نبینم تنهام,که همش یه رویا بوده,یه خیال خوش,که خودم رو خوش کردم به خیالت,نه نمی خوام بیدار بشم,که باز من باشم و تنهایی و دلتنگی و افسوس و افسوس و تسلیت بر خویشتن بابت جوجه های آخر پاییز و یلدای بی تو بودن

/ 1 نظر / 12 بازدید
تنهاترین

:(