# شعر

سر آن ندارد امشب

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابیبه چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد بزه کردی و نکردند مذنان ثوابینفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند همه بلبلان بمردند و ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 14 بازدید