ای نسل اسير وطنم

تو ميدانی که من هرگز به خود نينديشيده ام،تو ميدانی و همه ميدانندکه من حياتم،هوايم،همه خواستنهايم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است،تو ميدانی و همه می دانند که هرگز به خاطر سود خود گامی بر نداشته ام،از ترس خلا فت تشيعم را از ياد نبرده ام،تو می دانی و همه می دانند که نه ترسويم نه سود جو!تو ميدانی و همه ميدانند که من سرا پايم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است،و هست و خواهد بود،تو ميدانی و همه ميدانند که دلم غرق دوست داشتن تو وايمان داشتن به تو است،تو می دانی و همه ميدانند که من خود را فدای تو کرده ام و فدای تو ميکنم که ايمانم تويی و عشقم تويی و اميدم تويی و معنی حياتم تويي و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد طعمی ندارد،تو میدانی و همه میدانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من،از آوردن برق امیدی در نگاه من،از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز بوده است.تو میدانی و همه می دانند که شکنجه دیدن به خاطر تو ،زندان کشیدن برای تو و رنج کشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است.از شادی تو است که من در دل میخندم.از امید رهایی تو است که برق امید در چشمان خسته ام میدرخشد،از خوشبختی تو است که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس میکنم.
نمی توانم خوب حرف بزنم،نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب!در یاب!
در سحر گاه یکشنبه بيست و نه خرداد ۱۳۵۶ یکی از شگفت انگیزترین مردان این روزگار در بهترین سالهای عمر و در بارورترین دوران حیات خود به شهادت رسید.
آری به شهادت رسید ولی سازش نکرد.::....... و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد،و حقیقت را قربانی مصلحت نمی کنم و اما اگر ان قوم موفق شوند مرا ،بردار کشند و یا همچون عین القضات شمع آجین کنند و یا مانند ژور دانو در آتشم بسوزانند،حسرت شنیدن یک.:: آخ::. را هم بر دلشان خواهم گذاشت.......::.
به راستی او هیچگاه نمیمیرد و قلبش همیشه در سینه انسانها ی تشنه آزادی خواهد تپید.


با ما که در عزای عزيزانمان
رختی سياه از زخم تازيانه
بر تن داريم
از آشتی چه می گوييد
ما فاتحان قله تاريخيم و
آزادی
ای کلام مقدس
ما ترا فرياد ميزنيم
آری
.:: ما ترا فرياد ميزنيم::.

/ 8 نظر / 7 بازدید
taranomebaran

متن زيبايی بود.و به راستی ازادی چيست؟ موفق باشی.

قاصدک

یاد این بزرگ مرد همیشه گرامی : ) ( نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد / نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت / ولی بسيار مشتاقم ، که از خاک گلويم سوتکی سازد / گلويم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازی گوش / و او ، يکريز و پی در پی دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خئاب خفته گان خفته را آشفته تر سازد / بدينسان بشکند در من سکوت مرگبارم را ...

حاج حمید

باسلام خدمت شما دوست گرانقدر. این ابیات که خطاب به آقا امام زمان است را تقدیم به شما می کنم..**مهدی فاطمه ای گل نرگس****كجاست طالب خون شهيد كرب و بلا؟ ***كجاست محيي آئين و سنت طاها(ص) ***عزيزجان و دل،ازدوريت پريشانم ***فداي خاك قدم هاي حضرتت جانم ***كجاروم؟چه كنم؟بي توزندگي مرگ است ***درخت آرزويم بي تو بي بروبرگ است ***بيـا !بيـا !كه نمانده قرار در دلها ***كجايي؟ اي يدمشكل گشاي مشكل ها ***بيا بيا كه تويي يار هرغم ديده ***كجايي؟ اي همه اميد هر ستمديده ***بيا ! بيا !كه تو مقصود اهل معنايي ***كجايي؟ اي كه توداروي درد مرضايي*** خدا نگهدار.. التماس دعا.... منتظر حضور سبز و پر مهرتون هستم

متفكر

سلام ، سلام / کاش سخنرانی همسر دکتر شریعتی در روز پنجشنبه در حسینیه ارشاد را می شنیدی ، آری به شهادت رسید ولی سازش نکرد ....... / تا بعدهای خیلی بهتر

زهرا(صدای باران)

سلام دوباره مطلب زيبايی نوشتی.اميدوارم هميشه يادش در ذهنها باقی بمونه.موفق باشی.

ladan

سلام کلام شريعتی هرگز رنگ کهنگی نمی گيرد حتی اگر ساليان سال بگذرد موفق باشی

بارون

تنها کاری که میتوانست بکند/ تا نگاهش را پنهان کند/ تا شرمش را/ از چشم همگان نهان دارد/ تا پشیمانی اش را به عاشقش/ ثابت کند/ و قلب فشرده و رنج کشیده ی / عاشقش را مرهم گذارد/ این بود که به پیشواز مرگ برود...