نپرس

ار دلتنگی هایم نپرس

از اشک هایم نپرس

از تنها ییم نپرس

از هیچ چیزم نپرس

نپرس.

وقتی میپرسی

یادم می آید که

تنهایم

بگذر فراموش کنم که دلتنگم

و اشک هایم برای نیآمدن

هزار بهانه دارند.

بگذار فراموش کنم

که اینجا همه درها

برای بسته شدن

و همه پنجره ها رو به دیوار باز میشود ...

پ ن : اسم شاعرش رو نمی دونم و یادم نیست از کجا یاداشتش کردم .

/ 3 نظر / 4 بازدید
YaGMuR

geçmıyor gunler guneş saçmiyor gun dogmuyor sensiz olmuyor olmuyor

YaGMuR

تانيشديقيميزی سانميرام دوستوم! ندنسه سايفانيزين آدينی چکيجی بولدوم و بورا دوغرو گلديم ايلک يازيی اوخودوم و سئوديم! او يوزدن بوتون يازديق لاريزی اوخودوم و نصرت کسمنلی دن گئتمک ايسته يير سنه يئتيشن کيمی تورک اولدوقونوزو آنلاديم و داها آرتيق کيف آلديم!

YaGMuR

Yorulma gulum yorulma daha yuruyecez daha aşiracak bir suru dağlarla yuz yuze gelecez yorulma gulum yorulma sevdinse omur boyu seveceksin sevdinse tum varliğından geçeceksin seven ne yapmaz yorulma gulum yorulma